همزمان برای اماده شدن برای امتحان دکترام دارم دنبال خونه هم میگردم! میم هم دستی بر اتش داره ولی نه اونقدر که منو راضی نگه داره!  روابطمون کمی عصبی گونه و تنش داره که به دلیل استرسیه که هر دو داریم و اون خیلی عادی میگه درست میشه صبر کن یه کم! ما یه عااالمه قوت خواهیم داشت که با هم حرف بزنیم! ما تا اینجا خیلی خوب پیش اومدیم و از این به بعدش هم خیلی خوبتر پیش خواهیم رفت! و خب منم سعی میکنم به اینده امیدوارتر بشم!  برای رفتن از این خونه با همخونم کمی بحثم شد! اصرار داره که باید کل ماهو بمونی! چون میخاد بهرحال فرصت بیشتری داشته باشه! از اون طرفم خونه ای که پیدا کردم میگه وسط ماه بیا! بحث کردنو اصلن دوست ندارم اونم تو شرایطی که باید ارامش داشته باشم و روی درسم تمرکز کنم! و همخونمم همیشه ادوایز های خوبی بهم داده و ازم بزرگتره و تو خیلی از شرایط سختی که داشتم کمکم کرده پس بنابراین نمیتونم انقد بی چشم و رو باشم که چشمامو روی خوبیاش ببندم و اینجوری رابطمو باهاش خراب کنم! قبول کردم! و میم با این قسمت ماجرا مشکل داشت! میم فکر میکنه من ادمی هستم که میزارم به راحتی همه حقمو بخورن! ادمی که بلد نیس از حقش دفاع کنه و باید یکی باشه که همش حواسش بش باشه! تو خیلی از موارد شاید شانس اوردم که حقم خورده نشده! میم دیروز ازم پرسید پول پیش خونه رو وقتی به همخونت دادی رسید ازش گرفتی؟! گفتم نه!! از تعجب خشکش زده بود! گفت چرا؟! گفتم چون بش اعتماد کردم! مطمئنم که میخاست بزنه کلمو بکنه! یه نفس عمیق کشید و هیچی نگفت! 

یه جورایی هم شاید احساس کرد که من خیلی داغونم با اینجوری اعتماد کردنم به ملت ممکنه در زندگی اینده ، زندگیشو به باد بدم! نمیدونم! ولی عمیق رفت تو فکر!!!!! خب اعتراف میکنم که هیچوقت تجربه هیچ کاریو نداشتم و الان دارم کم کم یاد میگیرم! اعتراف دیگم اینه که همیشه خیلی محکمه محکم به خدا توکل داشتم و هرکاری کردم تهش گفتم مطمئنن درست میشه ! 

امیدوارم هرچی خیره برامون پیش بیاد! ته دلم احساسم همونطوری محکمه! 

منبع : قلعه ای در آسمانتوکل منبع : قلعه ای در آسمانتوکل منبع : قلعه ای در آسمانتوکل منبع : قلعه ای در آسمانتوکل
برچسب ها : خیلی ,خونه ,گفتم ,باشه ,درست میشه